تبليغاتX
رقص سایه ها




















رقص سایه ها

دیروز تولدم بود.

سخت بود و زیبا،عبور از مرزهای بیست و دو سالگی.

مبارک....

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط سمیه| |

من فقط يك سوال دارم،

خدا اول انسان را آفريد

و بعد، زن و مرد را

اين قانون زيبا نخستين بار كجا نقض شد؟

نخستين بار كجا انسان در حصاري از جنسيت، پر از سيم هاي خاردار گزنده تعريف شد؟

اين نگاه هاي مبهم سرد ، گوياي همه چيزند جز مهرباني پاك انسان به انساني ديگر را....

هم چنان ميگريزم.از همه چيز، از همه كس.

و هم چنان ميگريم...

بر گور سرد انسانيتي فراموش شده.

من فقط يك سوال دارم،

خدا اول انسان را آفريد؟

يا اول زن و مرد را؟؟؟

نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 10:10 قبل از ظهر توسط سمیه| |

سرد است و تاريك

اين كوچه هاي لعنتي.

باز بايد عادت كنم،

به آرامش دروغ اين رنگهاي درهم موحش

و بي تفاوت شوم باز

به جنون پنهان اين نقابهاي مهربان!!

باز انگار كسي مي گويد

سادگي هميشه زيبا نيست!

و صداقت بي رياي تو دوباره دستاويز انديشه هاي پست خواهد شد.

بايد روبات شوم

"سلام"

"خداحافظ"

همين

در عصري كه آدميت تعريف واژگوني دارد

بايد روبات شوم

"سلام"

خداحافظ"

و ديگر هيچ....

نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 8:32 قبل از ظهر توسط سمیه| |


Design By : Night Skin